سلام برماه عزا
دختر هیئتیه من؛ ماه محرم دوباره ازراه رسید و خداروشکر که زنده ام و دوباره میتونم عزاداری کنم.خداروشکر که تو هستی و یکسال بزرگتر شدی و خیلی خوب میتونی عزاداری کنی،دستای کوچولوت جونی به خودش گرفته و میتونه خیلی قشنگ سینه بزنه،زبونه شیرینتم به جای ابصض دیگه میگه ابفضل... مامانی یه روز قبل از شروع ماه غم رفتم برات پیراهن مشکی که نام باب الحوائج روش نوشته شده با یه روسری مشکی خریدم،دست مامان جونم درد نکنه که یه چادر مشکی مثل خودت کوچولو برات دوخت . ایشالا صاحب اسم روی لباست نگهدارت باشه... قبول باشه عزادار کوچولوی من مادر به قربون دستای کوچولو و نگاه مهربونت زیارتت قبول باشه عزا...
نویسنده :
مامان و بابا
10:05









